اخبار سايت :

دژ جادوگران

کاربران تگ شده

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 19

مقاله: لولو خرخره ی شما چه شکلی است؟!

    1. لولو خرخره ی شما چه شکلی است؟!

      لولو خرخره ی شما چه شکلی است؟!

      : , by
      Fa!rgirl
      (مترجم) 2015/09/30 16:18
      امتیاز: 

      چند درصد شما میدونید که لولوخرخره چیه؟!

      والا من خودمم نمیدونم اما کسایی که هری پاتر میخوندن حتما اسمش رو شنیدن. یه موجوداتی بودن که وقتی با انسان ها مواجه میشدن به شکل بزرگترین ترس طرف در می اومدن!

      حالا این تاپیک چه ربطی به این موضوع داشت؟! سوال من اینه که اگه شما با یه لولو خرخره روبرو بشین بنظرتون این لولوخرخره به چه شکلی در میاد؟! لطفا نگید شبیه لرد ولدمورت یا یک مرگ خوار و یا دیوانه ساز چون اینا واقعی نیستند... اصلا منظور این تاپیک اینه که شما از چه چیزایی می ترسید!

      مثلا من خودم نسبت به حیواناتی که زیاد پا داشته باشن احساس غریبی دارم. یه جور ترس و انزجار...

      و مثل همه ی خانوما دوست ندارم سوسکی ببینم. از این که روی بدنم بپرن متنفرم... یه جورایی هم حس میکنم که میتونن گاز بگیرن و همین، قضیه رو بدتر می کنه...

      نکته 1: این تاپیک فقط جنبه ی سرگرمی داره و این که کاربرها بهتر همدیگه رو بشناسند. و این تاپیک هیچ هدف دیگه ای نداره...

      نکته 2: میتونید احساساتتون رو نسبت به حیوان یا موجودی که باعث ترس عمومی میشه هم بگید. مثلا معروفه که زنها نسبت به سوسک ها احساسات خوبی ندارند. یا مثلا وقتی یه مارمولک میبینن جیغ و داد راه می ندازند و روی بالاترین میز یا صندلی میپرند تا از دسترس اون مارمولک پیچاره در امان باشند. احساس شما در مورد چنین چیزهایی که در عموم مردم وحشت ایجاد می کنند چی هست...

      نکته 3: همه ی انسان دارای ترس های جزئی مثل دیدن یک سوسک و یا حتی حیوانات بی خطرتر تا ترس هایی بزرگ مثل از بین رفتن زندگی شون، بخطر افتادن جان و یا امنیت خودشون و یا یکی از عزیزانشون و حتی از دست دادن یکی از عزیزانشون دارند. قرار نیس همه ی ما شبیه به همدیگه باشیم و از چیزهای واحدی رنج ببریم. ترس های دیگران رو حتی اگر بنظرمون بسیار سطحی و بی معنی باشه، مسخره نکنیم.

      و در پایان خوشحال میشم که همه در این تاپیک شرکت کنند ولی هیچ الزام و اجباری در کار نیست!

      شاد باشید و موفق
      چنانچه این مطلب مورد پسند شما واقع شده بر روی کلیک کنید .
      6 کاربر به خاطر ارسال مفید Fa!rgirl از ایشان تشکر کرده اند: cora ,Harir-Silk,Magic Boy,MIS_REIHANE,Petyr Baelish,Queen Greatest
  1. Top | #2
    cora

    شماره کاربری
    3
    تاریخ عضویت
    2015/09/30
    کتاب مورد علاقه
    رامسس. مجموعه ی کارآگاه پوارو. آرتمیس فاول
    نویسنده مورد علاقه
    کریستین ژاک. آگاتا کریستی
    سبک مورد علاقه
    معمایی. پلیسی . فانتزی . عاشقانه. تاریخی
    امتیاز
    8,316
    تشکر
    644
    تشکر شده 940 بار در 260 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    1
    سکه
    445
    یاد شده
    در 3 پست
    تگ شده
    در 14 تاپیک
    نقل قول شدن
    در 53 پست
    بنظر شما این لولوء خُرخُر می کرده که اسمشو گذاشتن لولوخرخره؟
    بگذریم!
    راستش من از چندتا چیز میترسم... نه ترس اونجوری ، که مثلا عرق سرد و لرزش و جیغ و داد و های و هوی و بعدم فرار یا غش کردن... ولی یه سری چیزا هستند باعث واهمه ی من میشن:

    یکیش بچه های کوچیک هستن! شوخی نمیکنم. بغل کردن و یا دست زدن به بچه های خیلی کوچیک (مثلا از اون نوزادهاش بگیر تا یکساله هاش و کمی بزرگتر) منو ازار می ده. همش نگران اینم که نکنه یه چیزیش بشه. نکنه یه بلایی سرش بیاره این دست زدن من. وقتایی که کسی تصمیم میگیره بچش رو بذاره پیش من، سعی میکنم تا حد ممکن از زیر این کار در برم چون وقتی گریه میکنن و یا نیاز به بغل کردن دارن من میترسم... دلیلش هم اینه که وقتی خیلی کوچیکتر بودم یبار یه بچه ای رو بغل کردم و متاسفانه سرش رو کوبیدم به دیوار... البته نه با این همه قصد و غرض. من اصلا نمیخواستم اینطوری بشه ولی شد. بعدش انقدر وحشت زده شدم که حتی تاالانم یادم نرفته. بچهه مدام گریه می کرد و منم نمیدونستم باید چجوری ساکتش کنم. کم مونده بود خودمم باهاش بزنم زیر گریه... دیگه بعد از اون موقع سعی کردم هیچوقت یه بچه ی خیلی کوچیک و البته خیلی فضول رو بغل نکنم. چون مدام فکر میکنم ممکنه اتفاقات این چنینی تکرار بشه و این بار مغز بچهه بپاشه بیرون

    ترس بعدی من عنکبوتها هستن... از این یکی مورد واقعا بدم میاد... وقتی اسمشون رو میشنوم حس میکنم ستون فقراتم داره از کار میفته... هروقت هم سعی می کنم به اون پاهای پشمالو و چهره ی زشتشون فک نکنم، متاسفانه نمیشه... کلا از جانورایی که شبیه عنکبوت باشن هم بدم میاد. مثل عقرب و رتیل... و حتی خرچنگ! بنظرم غیر طبیعی اند و من از چیزای غیر طبیعی خوشم نمیاد...

    فضای بسته با یه ادم غریبه هم برام هراس آوره... تو این مورد حتی واکنش فیزیکی هم نشون میدم... نمونه اش دچار کمبود اکسیژن شدن هست.

    در عوض از خون (تقریبا یه ترس عمومی هست) اصلا هراسی ندارم و اتفاقا از دیدنش لذت هم میبرم. جراحت و زخم های باز و این جور چیزا هم اصلا اذیتم نمیکنه.
    از مارمولک ها هم وحشتی ندارم. اتفاقا وقتی میبینم که دوستام یا خواهرام از دیدن مارمولک جیغ میکشن و فرار می کنن من خیلی خوشم میاد و خنده ام میگیره... البته امیدوارم هیچوقت یه مارمولک دلش نخواد روی من بپره

    فکر کنم اگه لولوخرخره ام بخواد به چیزی تبدیل بشه اون یه چیز همون عنکبوت هست... یه عنکبوت غول پیکر با چهره ی دهشتناک!!!!
    بهرحال اون که نمیتونه شبیه یه بچه بشه که داره دست و پاش کنده میشه
    یا شبیه یه اتاق تاریکِ کوچیک و بسته بشه که یه ادم غریبه توش نشسته
    3 کاربر به خاطر ارسال مفید cora از ایشان تشکر کرده اند: Magic Boy,Petyr Baelish,نیانکو سنسی
     

  2. Top | #3
    Mina.r

    شماره کاربری
    43
    تاریخ عضویت
    2015/09/30
    امتیاز
    4,046
    تشکر
    603
    تشکر شده 351 بار در 100 ارسال
    سکه
    112
    یاد شده
    در 2 پست
    تگ شده
    در 16 تاپیک
    نقل قول شدن
    در 18 پست
    ترسای من خیلی زیادن. کدومشو بگم؟
    بدبخت لولوخرخرهه اگه با من مواجه شد هنگ میکنه
    خب چندتاشو گلچین میکنم:

    من از مار واقعا وحشت دارم به این اندازه که غرق شدن توی آبو به روبرو شدن با یه مار ترجیح میدم.

    و مثل اکثر آدمای دیگه از جن و روح میترسم(با اینکه اون بدبختا با ما کاری ندارن اصلا ولی خب زاییده ی ذهنه دیگه چیکار میشه کرد)

    مرگ. ترس که نه ولی یه جور احساس مبهمی نسبت بهش دارم که باعث ایجاد یه نوع ترس میشه

    و انواع و اقسام حیوانات وحشی و درنده و غیردرنده



    در آخر...
    ممنون از تاپیک:1:
    3 کاربر به خاطر ارسال مفید Mina.r از ایشان تشکر کرده اند: cora ,Magic Boy,Petyr Baelish
     

  3. Top | #4
    Magic Boy

    شماره کاربری
    75
    تاریخ عضویت
    2015/09/30
    امتیاز
    3,720
    تشکر
    650
    تشکر شده 219 بار در 65 ارسال
    سکه
    234
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 4 تاپیک
    نقل قول شدن
    در 14 پست
    ترس، هر کسی از یک چیزی میترسه، حالا میخواد اسمش عوض بشه یا یک مقدار مدلش فرق کنه. برای من هر دوتاش هست، از چیز خاصی نمیترسم، ولی چندشم میشه و یک جوریم میشه.

    1. یکی از بزرگترین ترسهام دقیقا مثل ویده بچه کوچیک هست، به طوری که بعد از 24 سال سن امسال بچه از 1 سال بغلم گرفتم، اون هم دیگه مجبوری بود وگرنه بازهم نمیگرفتمش، کلا تا 2 سالگی بچه بغل نمیکنم، چون میترسم بهش صدمه بزنم.

    2. در درجه دوم از تمام حیوانات وحشی میترسم، ولی نه وحشتی که ببینمش فرار کنم، ولی دوست هم ندارم نزدیکشون بشم، راحت از دور میبینمشون نزدیک بشن من یکم میرم عقب.

    3. همون حیوانات احلی هم میترسم بگیرمشون، باز هم میترسم بهشون صدمه بزنم :hm

    4. از اینها که بگزریم از تنهایی میترسم، واقعا برام بزگترین ترس هست، واقعا دوست ندارم روزی برسه که یکهو ببینم دوربرم کسی نیست، کسی که خودم رو برای خودم بخواد. حالا چه فامیل و چه دوست، کلا تنهایی رو دوست ندارم.

    در کل به احتمال زیاد لولو خرخره من یحتمل کسی هست که افراد دوربرم رو میکشه تا من رو زجر بده
    2 کاربر به خاطر ارسال مفید Magic Boy از ایشان تشکر کرده اند: cora ,Petyr Baelish
     

  4. Top | #5
    Petyr Baelish

    شماره کاربری
    2
    تاریخ عضویت
    2015/09/30
    امتیاز
    4,132
    تشکر
    698
    تشکر شده 413 بار در 100 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    1
    سکه
    185
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک
    نقل قول شدن
    در 1 پست
    خب خب منم اومدم تا لولو خرخره هام رو معرفی کنم :grin:
    1-اولین و خطرناک ترین لولو خرخره عموم هست acman: acman: اصلا یه ابهت خاصی داره ؛ همیشه هم آماده اس واسه کتک زدن ! شوخی شوخی میبینی یهو زد دستتو شکوند :frown:

    2-از، از دست دادن نزدیکانم میترسم (یه سری اشخاص که خیلی برام مهم ان) . حتی فکر کردن بهش میره رو مخم و دوست دارم همیشه سرمو به موضوع دیگه ای مشغول کنم . امیدوارم این مورد هرگز واسم اتفاق نیفته هرچند میدونم ....

    3-بعد از این دو مورد بزرگترین ترس زندگیم "مردن" هست . از اینکه قراره روزی بمیرم و این دنیا رو ترک کنم میترسم . اینکه دیگه نتونم نزدیکانم رو ببینم ؛ این واقعیت که همه ی اتفاقات زندگی رو کنار بزنم و از دنیا برم منو میترسونه.

    4-از ارتفاع به شدت میترسم ؛ جوری که به هیچ وجه نه میخوام تجربش کنم و نه باهاش کنار بیام. از بچگی شهر بازی که میرفتیم سراغ هیچ کدوم از بازی هایی که مربوط به ارتفاع میشد نمیرفتم :grin: البته الآن هم اگر موقعیتش پیش بیاد از زیرش در میرم :grin: شاید باورتون نشه 6-7 سالم بود حتی از سرسره های کوچیک بالا نمیرفتم !
    2 کاربر به خاطر ارسال مفید Petyr Baelish از ایشان تشکر کرده اند: cora ,Magic Boy
    این امضای پیش فرض است. می توانید آن را از قسمت کنترل پنل کاربری تغییر دهید.

  5. Top | #6
    keili

    شماره کاربری
    173
    تاریخ عضویت
    2015/09/30
    امتیاز
    3,596
    تشکر
    51
    تشکر شده 57 بار در 20 ارسال
    سکه
    0
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 1 تاپیک
    نقل قول شدن
    در 3 پست
    لولوخرخره ها میتونن به شکل ارتفاع دربیان؟!!!!!!!!!!!!
    اولین ترس من ارتفاع هست... اصلا هم مهم نیست که کوتاه باشه یا بلند . حتی وقتی روی سکوهایی با ارتفاع یک متری هم می ایستم و پایین رو نگاه میکنم دلم پیچ می خوره و سرم گیج میره... فک کنم خیلی مسخره باشه،نه؟
    ادمهای جدید... ادم هایی که نمیشناسم و تا به حال باهاشون روبرو نشدم. اینا یه جور دلهره میارن...
    3 کاربر به خاطر ارسال مفید keili از ایشان تشکر کرده اند: cora ,Magic Boy,Petyr Baelish
    این امضای پیش فرض است. می توانید آن را از قسمت کنترل پنل کاربری تغییر دهید.

  6. Top | #7
    Petyr Baelish

    شماره کاربری
    2
    تاریخ عضویت
    2015/09/30
    امتیاز
    4,132
    تشکر
    698
    تشکر شده 413 بار در 100 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    1
    سکه
    185
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 0 تاپیک
    نقل قول شدن
    در 1 پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط M0rg@na.L!fai نمایش پست ها
    لولوخرخره ها میتونن به شکل ارتفاع دربیان؟!!!!!!!!!!!!
    اولین ترس من ارتفاع هست... اصلا هم مهم نیست که کوتاه باشه یا بلند . حتی وقتی روی سکوهایی با ارتفاع یک متری هم می ایستم و پایین رو نگاه میکنم دلم پیچ می خوره و سرم گیج میره... فک کنم خیلی مسخره باشه،نه؟
    ادمهای جدید... ادم هایی که نمیشناسم و تا به حال باهاشون روبرو نشدم. اینا یه جور دلهره میارن...
    خب منظور از لولو خرخره که فقط یه چیزی شبیه غول یا هیولا نیست که :smile: لولو خرخره کلا هرچیزیه که گربه سیاه کسی باشه . در مورد ارتفاع هم من دقیقا همینجوری هستم. نمیدونم چرا وقتی به پایین نگاه میکنم یه حسی وادارم میکنه بیفتم پایین ؛ سر گیجه میگیرم و سریع خودمو عقب میکشم. کلا هر فردی رو هم ببینم که تو ارتفاع قرار داره به خودم میگم الآنه که بیفته !
    2 کاربر به خاطر ارسال مفید Petyr Baelish از ایشان تشکر کرده اند: cora ,Magic Boy
    این امضای پیش فرض است. می توانید آن را از قسمت کنترل پنل کاربری تغییر دهید.

  7. Top | #8
    Banoo Shamash

    شماره کاربری
    86
    تاریخ عضویت
    2015/10/13
    کتاب مورد علاقه
    هیچی پنجگانه افسانه نمیــــشه!!!/الماس سرخ:|
    نویسنده مورد علاقه
    برندون مول/نسرین قشقایی
    سبک مورد علاقه
    فانتزی/تخیلی/وحشتناک/جنایی/جادویی
    امتیاز
    4,080
    تشکر
    293
    تشکر شده 672 بار در 175 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    3
    سکه
    322
    یاد شده
    در 1 پست
    تگ شده
    در 5 تاپیک
    نقل قول شدن
    در 37 پست
    لولوخرخره من... راستش یکی از دست دادن یه عزیز هستش. حتی فکر کردن بهش باعث میشه که سر حد مرگ غصه بخورم.
    یکی دیگه هم، اجنه! خیلی صداها و اصوات مختلف تو خونمون هست و... بماند
    3 کاربر به خاطر ارسال مفید Banoo Shamash از ایشان تشکر کرده اند: cora ,Magic Boy,Petyr Baelish
    هیچکی منو دوس ندااااااااااااااااااااااا اره...

  8. Top | #9
    mixed-nut

    شماره کاربری
    142
    تاریخ عضویت
    2015/12/30
    نام واقعی
    AZRA
    امتیاز
    3,636
    تشکر
    27
    تشکر شده 9 بار در 2 ارسال
    سکه
    0
    یاد شده
    در 0 پست
    تگ شده
    در 10 تاپیک
    نقل قول شدن
    در 1 پست
    چقد لولوخرخره‌ها شبیه به همن

    منم از عنکبوت میترسم. البته نه تا وقتی که به سمتم نیاد.
    از غرق شدن میترسم.
    از آتیش
    و زامبی ها

    بازم هس ولی اینا بارزترن
    4 کاربر به خاطر ارسال مفید mixed-nut از ایشان تشکر کرده اند: Banoo Shamash, cora ,Magic Boy,Petyr Baelish
    نگاه کن
    تمام هستیم خراب می‌شود
    شراره‌ای مرا به کام می‌کشد
    مرا به اوج می‌برد
    مرا به دام می‌کشد
    نگاه کن
    تمام آسمان من
    پر از شهاب می‌شود...




    فروغ

  9. Top | #10
    cora

    شماره کاربری
    3
    تاریخ عضویت
    2015/09/30
    کتاب مورد علاقه
    رامسس. مجموعه ی کارآگاه پوارو. آرتمیس فاول
    نویسنده مورد علاقه
    کریستین ژاک. آگاتا کریستی
    سبک مورد علاقه
    معمایی. پلیسی . فانتزی . عاشقانه. تاریخی
    امتیاز
    8,316
    تشکر
    644
    تشکر شده 940 بار در 260 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    1
    سکه
    445
    یاد شده
    در 3 پست
    تگ شده
    در 14 تاپیک
    نقل قول شدن
    در 53 پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط Banoo Shamash نمایش پست ها
    لولوخرخره من... راستش یکی از دست دادن یه عزیز هستش. حتی فکر کردن بهش باعث میشه که سر حد مرگ غصه بخورم.
    آخ گفتی
    من یه مدت عادت داشتم وقتی همه میخوابیدن میرفتم بالا سر تک تکشون میشستم و به مردنشون فک میکردم. بعد های های واسم خودم اشک میریختم... یبار مچمو گرفتن ، بعد اون دیگه تو خیالتم میرم بالا سرشون میشینم و گریه میکنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط Banoo Shamash نمایش پست ها
    یکی دیگه هم، اجنه! خیلی صداها و اصوات مختلف تو خونمون هست و... بماند
    این یکی رو که دیگه نگو
    همش فک میکنم یه جن بالای سقف اتاقم زندگی میکنه. گاهی هم فک میکنم میان بالای پله ها میشینن شانس منم اتاقم بالای پله هاست
    این چند وقت هم که یه فیلم وحشتناک دیدم همش فک میکنم از تو اینه ی قدی اتاقم یه جن میخاد بیاد بیرون... شب که لامپو خاموش می کردم یکی دو ساعت زل میزدم به آینه... تو تاریکی... میترسیدم ولی نه دلم میومد برم زیر پتو ، نه حوصلم میومد برم لامپو روشن کنم... صدای ترق و توروق هم که میاد از سقف اتاقم دیگه میشه قوز بالای قوز... فک میکنین این اینه ی اتاقم میتونه یه در به خونه ی جن ها که تو سقف اتاقم هستن باشه؟
    تازه چند روز پیش زن همسایه مون میگفت خونه ی باباش اینا دوتا جن زندگی میکنن
    حالا من نمیدونم شبا کجا برم بخوابم


    نقل قول نوشته اصلی توسط mixed-nut نمایش پست ها
    چقد لولوخرخره‌ها شبیه به همن

    چون فوبیاها یا همون ترس ها ، چندتا چیز تقریبا مشخص شده هستن که بین بیشتر مردم رواج دارن... مثل ترس از ارتفاع یا ترس از عنکبوت و مرگ و فضاهای بسته و چندتا چیز دیگه...
    برای همین ترسهای بیشتر بچه های اینجا شبیه همدیگس...
    البته ترسهایی هم هستن که خاص باشن و افراد خیلی معدودی باهاشون دست و پنجه نرم میکنن...

    نقل قول نوشته اصلی توسط mixed-nut نمایش پست ها
    منم از عنکبوت میترسم. البته نه تا وقتی که به سمتم نیاد.
    وای وقتی که تاب میخورن رو طنابشون
    مخصوصا اون پا بلندهاش. فقط میخای جیغ بکشی...
    توجه کردین عکسایی که تو اینترنت هست خیلی ترسناک تر از واقعیشونه؟ مخصوصا صورتها و چشمهاشون!!! از کارتون هایی که توش عنکبوت داره متنفرم... مخصوصا از عنکبوتی که تو فیلم هری پاتر و ارباب حلقه هاست... ولی اون کوچولوهاش خوبن... کمتر ترسناکن
    ترسناک ترین صحنه هم وقتیه که یه عنکبوت مرده و به پشت افتاده و پاهاش تو شکمش جمع شده... جون من تصور کنین جون من
    ویرایش توسط cora : 2016/01/08 در ساعت 14:03
    5 کاربر به خاطر ارسال مفید cora از ایشان تشکر کرده اند: Banoo Shamash,Magic Boy,mixed-nut,Petyr Baelish,نیانکو سنسی
    قبل از شروع فعالیت در انجمن, قوانین پنجگانه انجمن ؛ و قبل از فعالیت در بخش ها و تالار ها, قوانین مختص هر بخش را به دقت مطالعه فرمایید.

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
مختصری درباره ما
انجمن دژ جادوگران با دو هدف مهم در سال 1393 فعالیت خودش را اغاز کرد: هدف نخست انجمن آن بود که منبع جامع و کاملی در باب مسائلی همچون کتاب (رمان و داستان، تاریخی، پزشکی و روانشناسی، ورزشی و... و به همه ی زبان های زنده دنیا) تکنولوژی، مد، تاریخ، امور فانتزی و ماوراء طبیعی، پزشکی و معرفی بزرگان(دنیای صنعت و موسیقی و نویسندگی و...) شود. هدف دیگر سایت: فعالیت فشرده و هدف دار در حیطه ی مسائل مربوط به کتاب بود. همچون ترجمه، نویسندگی، معرفی و ارائه ی بهترین و جدیدترین رمان های روز دنیا و ارائه ی نسخه ی الکترونیکی کتابهای قدیمی و جدید بازار چاپ... تا با تلاش روز افزون در این زمینه، یک قدم بیشتر به اینده ی کتاب و ادبیات جامعه کمک کند!
دوستان ما
Graphic : iAkbar ,Code and Implementation : WikiVB ,Supported By :P30web